الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
20
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
قريش ، تيرهءبنىهاشم را و از بنىهاشم فرزندان عبدالمطّلب را و از فرزندان عبدالمطّلب مرابرگزيد . « 1 » نيز آن حضرت فرموده است كه جبريل به وى گفت : « شرق و غرب زمين را زير و رو كردم و فرزندان هيچ پدرى را بهتر از فرزندان هاشم نيافتم » « 2 » از نشانههاى منزلت والاى امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام اين است كه بهترين جد و جدّه ؛ و پدر و مادر ؛ و عمو و عمّه ؛ و دايى و خاله را دارند و همگى اهل بهشتاند . ابوسعيد خُدْرى گويد : « در محضر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سرگرم گفتوگو بوديم . در اين حال متوجّه شديم كه حضرت پيوسته به چپ و راست نظر مىافكند . ما كه چنين ديديم برخاستيم . به در خانه كه رسيديم ، ناگهان حضرت فاطمه عليها السلام وارد شد . على عليه السلام خطاب به وى گفت : چرا در اين ساعت روز بيرون آمدهاى ؟ گفت : حسن و حسين را از بامداد گم كردهام و گمان مىكردم ، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله باشند . گفت : برگرد و اجازهء ورود مخواه كه اين ساعت ، هنگام رفتن نزد ايشان نيست . پيامبر با شنيدن گفتوگوى على و فاطمه با لباس عادى بيرون آمد و گفت : اى فاطمه ! در اين ساعت روز چرا بيرون آمدهاى ؟ گفت : يا رسول اللَّه پسرانت ، حسن و حسين ، بيرون رفتهاند و تا اين ساعت آنها را نديدهام . گمان مىكردم كه نزد شما باشند و اينك سخت هراسانم . فرمود : اى فاطمه ! خداى - عزّوجلّ - نگهدارشان است و سرپرست و نگهبان آن دو است و جاى ترس نيست . دختركم ! برگرد . ما خود به جستوجوى ايشان مىرويم . فاطمه عليها السلام به خانه بازگشت و پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام هر كدام از سويى آغاز به جستوجو كردند ، تا اين كه درون حصارى آنان را يافتند ، در حالى كه گرماى آفتاب چهرهشان را سوزانده بود و هر كدام سعى مىكرد ديگرى را از تابش آفتاب حفظ كند . با ديدن
--> ( 1 ) - الطبقات الكبرى ، ابن سعد ، محمد ، 1 / 20 ؛ بيهقى ، 1 / 165 ؛ مسلم ، 4 / 1782 . ( 2 ) - الذريّة الطاهرة ، دولابى ، محمد بن احمد ، 169 ؛ الفضائل ، ابن حنبل ، 132 ، تحقيق سيد عزيز طباطبايى ؛ كتاب السنة ، عمرو ابن ابىعاصم ، 618 ؛ بيهقى ، 1 / 176 .